ابراهيم عاملي ( موثق )

404

تفسير عاملي ( فارسي )

ميخوانند و به آن عمل نميكنند . در آخر تفسير اين آيه چنين نوشته است : لطيفه اى عجب شنو : آدم را گفتند : اى آدم به زمين فرو رو تا عالم خاك بهيئات جلال سلطنت تو قرار گيرد ، اى محمّد تو به آسمان برآى تا ذروه ى افلاك بجمال مشاهده ى تو آراسته شود ، از جسمانى و روحانى سفر كن ، آنگه بما نظر كن ، هديه ى پاك « التّحيّات المباركات ، الصّلوات الطَّيّبات للَّه » به حضرت آر ، قدح مالامال « السّلام عليك ايّها النّبىّ و رحمة اللَّه » كه بر دست ساقى عهد فرستاده شد با نامل قبول بگير و بكش ، جرعه اى كريموار بر ارض دلهاى امت بريز كه كريمان چنين گفته‌اند : هر كسى را جام او با جان او هم سان كنيد هر كسى را نقل او با عقل او هم بر نهيد جعفر صادق عليه السّلام گفت : شب معراج كه سيّد به حضرت رسيد غايت قربت يافت و از غايت قربت غايت هيبت ديد تا ربّ العزّه تدارك دل وى كرد بغايت لطف و كرامت بينهايت ، او را به خود نزديك كرد ، الطاف كرم ، گرد وى در آمد ، به منزل « ثُمَّ دَنا » رسيده ، خلوت « أَوْ أَدْنى » يافته ، راز شنيده ، شراب چشيده ، ديدار حق ديده ، از هر دو كون رميده و با دوست بيارميده ، رفت آنچ رفت و شنيد و آنچ شنيد و ديد آنچ ديد و كس را از آن اسرار خبر نه ، عقول و اوهام از دريافت آن معزول كرده ، رازى در پرده ى غيرت رفته بىزحمت اغيار بسمع نبوّت رسانيده نور في نور و سرور في سرور و حبور في حبور ، اخبرنا بالقصّة اكراما و اخفى الاسرار اعظاما « . رازى است مرا با شب و رازى است عجب شب داند و من دانم ، من دانم و شب فخر : از پدرم عمر بن حسين شنيدم كه شيخ ابو القاسم سليمان انصارى گفت : چون پيغمبر ( ص ) به آخرين درجات عاليه ى معراج رسيد به او وحى شد : چه شرافت ميخواهى ؟ گفت : بنده ى خودت بنامى ، از اين جهت به او وحى شد « سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِه » ، و كلمه ى « لَيْلًا » چون نكرده است ، بمعنى مقدارى از شب است و كنايه